سلام ...

بگو سرگرم چی بودی که انقدر ساکت و سردی؟
خودت آرامشم بودی خودت دلواپسم کردی
ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه
چقدر باید بمونم تا یکی مثل تو پیدا شه؟
تو روز و روزگار من بی تو روزایه شادی نیست
تو دنیایه منی اما به دنیا اعتمادی نیست
سلام ای ناله ی بارون،سلام ای چشمایه گریون
سلام روزهای تلخ من،هنوزم دوستش دارمسلام ای بغز تو سینه،سلام ای آه آئینه
سلام شبهای دل کندن،هنوز هم دوستش دارم
نمیدونی تو این روزا چقدر حالم پریشونه
دلم با رفتنت تنگ و دلم با بودنت خونه
خرابه حال من بی تو،نمیتونم که بهتر شم
تو دستای تو گل کردم،نذار با گریه پرپر شم
یه بی نشونم تو این خزون،یه بی نشونم تو این خزون
منو از خودت بدون
یه بی نشونم تو این خزون،یه بیقرارم یه نیمه جون
منو از خودت بدون،منو از خودت بدون

اِی عشق!! تو چیستی؟؟

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."



به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."



به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."



به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم


مرز خواستن !چه زیباست بخاطر تو زیستن ...


و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !


و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !


ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !


چه زیباست بخاطر تو زیستن ...


ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !


چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !


بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... !


چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !


برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !


کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ...

آدم ها ...؟؟!!

آدم ها کنارت هستن تا وقتی که به تو نیاز دارند

از پیشت می روند وقتی کسی به جایت می آید

دوستت دارند تا موقعی که

 کسی دیگه ای را برای دوست داشتن پیدا نکرده اند

عاشقت هستند تا زمانی که نوبت بازیت تمام شود

انسان نقطه ای است بین یک و بی نهایت

بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته

بنگر که به کدام طرف می روی

آدم ها کنارت هستن تا وقتی که به تو نیاز دارند

از پیشت می روند وقتی کسی به جایت می آید

دوستت دارند تا موقعی که

 کسی دیگه ای را برای دوست داشتن پیدا نکرده اند

عاشقت هستند تا زمانی که نوبت بازیت تمام شود

انسان نقطه ای است بین یک و بی نهایت

بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته

بنگر که به کدام طرف می روی

درد و دل

عاشق صدایت بودم عاشق تنها کلامت بودم

 

ولی افسوس نگذاشتی تمام رویا هایم به حقیقتی عمیق تبدیل شود

 

حقیقتی که می خواستم باورش کنی خالصانه و با تمام و جودت

 

خالصانه صدایش کنی

 

بگذار برای اخرین بار نگاهم را از نگاهت پنهان کنم

 

می خواهم مثل تو راهی شوم

 

به جای دیگر

 

می خواهم بروم تا بدانی عشق تکرار لحظه ها نیست

 

می خواهم بروم

 

نگذار بغضهای گره خورده ام در این شهر تنهایی ها آشکار شود

 

بگذار بروم

 

بروم به شهری غریب

 

به شهری که نشانی از عشق نباشد. به شهری که محبت معنایی نداشته باشد بگذار

 

بروم

 

 به شهر بی خیالی ها بگذار بروم به شهر تنهاترین ها .نگو نمیتوانی فراموشم کنی

 

بگذار

 

بروم، بروم تا برای همیشه جاده انتظار من و تو به پایان برسد

 

حرفی در عشق تو نبود تو عاشق بودی و خالصانه محبتت را نثارم می کردی نمی خواهم

 

نامش را تقدیر بگذارم ولی تقدیر هم روی دیگر سرنوشت  است

 

عزیزم سرنوشت را نمی توان از سَــر  نوشت

 

 

لایق عشقم نبودی

آخه بی لیاقت ،به چیت می نازی
به چیزایی که نداشتی به بی وفایت می نازی

برو گم شو دیگه نمیــخوام ببینــمت
دیگه نمیخـوام دستامـو بـذارم تــو دستــات

دیگه دلم باهات نیـس
دیگه دوروبرمم شلوغ نیـس

دلم منم سنگه بــرات
برو دیگه چجور بگم نمیـخوامت

لیــاقت عشقــمو نــداشتی
از اولــش هــم ســرکارم مـیذاشتی

دیگه نمیذارم برگردی حالا که رفتی
حالا که قلبمو شکستی

به حرمتی که قلبمو دادم
گفتم نرو ،بی تو میمیرم

گـوش نـدادی به حـرفام
حـالا دیـگه برنـگـردی پیـشم

قســـم بـه نـــــفس
مـن بـاتونیستـم ای همـنفس

بهترین دوستم

من توی این دنیا یه دوس بیشتر ندارم قبلا دشمنم بود

اما حالا شده بهترین دوستم بهش وابسته شدم همه منو به حال

خودم گذاشتن کاری کردن ک با بدترین دشمنم دوس بشم

ای کاش یکی میومد اینو ازم دور می کرد ولی همه یه کاری می کنن

ک به من نزدیکتر بشه خودشو بچسبونه به من منم از بی کسی از بدبختی

بهش وابسته شدم همتون اونو میشناسین شاید گاهی اوقات باهاش باشین

نه همیشه ولی من همیشه باهاشم اون به من هیچ احتیاجی نداره ولی من بهش

احتیاج دارم  و اون کسی نیس جز تنهایی من میخوام ولش کنم ولی بی کسی

نمیزاره با این که دوروبرم پر از آدمه ولی من بازم احساس بی کسی می کنم 

تموم خاطره هامو ...


اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترین قله ی دنیا می نوشتم اگه معلم ادبیات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار می دادم اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها می نوشتم