چقدر مرا دوست داری ؟

این است یک عشق جاودانه

لحظه ایست عاشقانه

کلامیست صادقانه



 

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟

سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...

عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .

به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .

به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .

به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .

به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران *  دوستت دارم * . 

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم  .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .

به عشق دیدنت بی قرارم  . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی  * دوستت دارم * . . .

من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .

لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .

من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط  تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها  * دوستت دارم *  . 

پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست 


برای تويی كه ...

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

 

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...

 

برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...

 

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

 

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

 

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

 

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

 

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...

 

... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای

 

برای تويی كه قلبت پـا ك است ...

 

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

 

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

 

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

 

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

 

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است

به سلامتی ...

به سلامتی اونایی که
چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه
چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .

عکس های عشقولانه

Sanya_Khomenko_01

Sanya_Khomenko_02

Sanya_Khomenko_03



ادامه نوشته

دو عاشق

یه جاده تا نهایت 

   یه عشق پر صداقت

 دو همسفر دو همراه

   به زیر نور یک ماه

دو تنهای بی نشون

  زیر سقف آسمون

دو همنشین همنفس

 بریده از یک قفس

توی جاده همراه هم

  بدون هیچ درد و غم

 مسیر عشق و مستی

  من هستم و تو هستی

عاشقی تا دم مرگ

 حتی توی باد و تگرگ

 می مونیم تا همیشه

بدون هم نمیشه

با تو زمستونم بهاره

با تو زمستان هم لحظه ها شکوفه می زنند ، انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است ، برای رسیدن به تو .

دوست داشتنیِ من

چشم ها را شستم...

                                   جور دیگر دیدم...

باز هم سود نداشت...

تو همان بودی که باید دوست داشت.

دستم را بگیر

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،


بعد بیایم و با عصایی در دست،




کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم،




تا تو بیایی،




مرا نشناسی،




ولی دستم را بگیری و از ازدحام ِ خیابان عبورم دهی





تصویر